آیا میکروفون داینامیک صدای محیط را بهتر کنترل می‌کند؟

آیا میکروفون داینامیک صدای محیط را بهتر کنترل می‌کند؟

مقدمه

یکی از پرتکرارترین جمله‌هایی که هنگام خرید میکروفون شنیده می‌شود این است:
«داینامیک بگیر، صدای محیط رو کمتر میگیره.»

این جمله هم درست است، هم نادرست؛ و دقیقاً به همین دلیل خطرناک است.
درست است، چون بسیاری از کاربران در عمل با داینامیک نتیجه‌ی تمیزتری می‌گیرند.
نادرست است، چون این نتیجه به‌اشتباه به خود میکروفون نسبت داده می‌شود، نه به شرایط ضبط.

اگر هنوز تفاوت فنی این دو نوع میکروفون برایتان روشن نیست، ابتدا بهتر است تفاوت میکروفون داینامیک و کاندنسر را بشناسید.

در این مقاله قرار نیست یک باور بازار را تکرار کنیم یا رد کنیم؛ قرار است آن را باز کنیم.
می‌خواهیم ببینیم وقتی از «صدای محیط» حرف می‌زنیم، دقیقاً از چه چیزی حرف می‌زنیم، میکروفون چه نقشی دارد، و چرا در بسیاری از سناریوها داینامیک «کنترل‌شده‌تر» به نظر می‌رسد، بدون اینکه ذاتاً نویزکنسلینگ داشته باشد.

منظور از «صدای محیط» دقیقاً چیست؟

قبل از هر چیز باید مفاهیم را جدا کنیم. چیزی که به آن «صدای محیط» می‌گویند، معمولاً یکی از این موارد است:

  • صداهای پیوسته‌ی پس‌زمینه مثل فن، کولر، خیابان یا نویز الکتریکی وسایل اطراف

  • بازتاب صدا از دیوارها، سقف و سطوح سخت که باعث می‌شود صدا «اتاقی» شنیده شود (Room Reflection)

  • صداهای ناخواسته‌ی نزدیک مثل کیبورد، ماوس یا حرکت صندلی

این سه مورد رفتار کاملاً متفاوتی دارند، اما اغلب با یک برچسب ساده به نام «نویز» جمع می‌شوند. وقتی تفاوتشان را نفهمیم، انتظارمان از میکروفون هم اشتباه می‌شود

نویز محیط با نویز الکترونیکی فرق دارد

اشتباه رایج این است که همه نویزها یکی در نظر گرفته می‌شوند.

نویز محیطی

  • از فضا می‌آید

  • به آکوستیک اتاق، فاصله و جهت‌گیری بستگی دارد

نویز الکترونیکی

  • از پری‌امپ یا مدار میکروفون می‌آید

  • به گین، کیفیت اینترفیس و طراحی مدار مربوط است

میکروفون داینامیک فقط روی نویز محیطی به‌صورت غیرمستقیم اثر می‌گذارد.

چرا صدای داینامیک‌ها در عمل تمیزتر به نظر می‌رسند؟

اگر بخواهیم صادقانه پاسخ بدهیم، دلیل اصلی این نیست که داینامیک چیزی را حذف می‌کند؛
دلیل اصلی این است که داینامیک کاربر را مجبور می‌کند جور دیگری ضبط کند.

داینامیک‌ها معمولاً حساسیت کمتری دارند. این یعنی اگر از فاصله‌ی دور با آن‌ها صحبت کنید، سیگنال ضعیف می‌شود. نتیجه‌ی طبیعی این است که کاربر ناخودآگاه به میکروفون نزدیک‌تر می‌شود. همین نزدیک‌گویی، مهم‌ترین عامل تغییر نتیجه است.

وقتی فاصله‌ی منبع صدا از میکروفون کم می‌شود، نسبت صدای منبع به صدای محیط به‌طور چشمگیری بالا می‌رود. این یک قانون ساده‌ی فیزیکی است (Inverse Square Law)، نه ویژگی خاص یک برند یا مدل. در این شرایط، حتی اگر صدای محیط همچنان وجود داشته باشد، در خروجی نهایی کمتر شنیده می‌شود

نقش فاصله؛ عامل پنهانی که اغلب نادیده گرفته می‌شود

بسیاری از مقایسه‌هایی که بین داینامیک و کاندنسر انجام می‌شود، در واقع مقایسه‌ی دو فاصله‌ی متفاوت است.
کاندنسر معمولاً از فاصله‌ی بیشتر استفاده می‌شود، چون حساسیت بالایی دارد و صدای منبع را به‌راحتی می‌گیرد. داینامیک معمولاً از فاصله‌ی نزدیک استفاده می‌شود، چون در غیر این صورت خروجی ضعیف می‌شود.

وقتی این دو را کنار هم می‌گذارید، طبیعی است که کاندنسر صدای اتاق را بیشتر نشان دهد. اما این تفاوت از نوع میکروفون نیست؛ از هندسه‌ی ضبط است.

اگر یک کاندنسر را هم از فاصله‌ی بسیار نزدیک و با الگوی قطبی مناسب استفاده کنید، نتیجه می‌تواند از بسیاری داینامیک‌ها تمیزتر باشد. فقط حاشیه‌ی خطا کمتر است.

الگوی قطبی؛ جایی که تصورها اغلب اشتباه شکل می‌گیرند

یکی دیگر از دلایلی که داینامیک‌ها «کنترل‌شده‌تر» به نظر می‌رسند، الگوی قطبی آن‌هاست.
بسیاری از میکروفون‌های داینامیک گفتاری از الگوهای Cardioid یا Hypercardioid استفاده می‌کنند که دریافت صدا از اطراف و پشت را تضعیف می‌کند.

اما این ویژگی مختص داینامیک نیست. کاندنسرهای زیادی هم دقیقاً همین الگوها را دارند.
مشکل اینجاست که کاربر اغلب به الگو توجهی نمی‌کند و تفاوت نتیجه را به نوع میکروفون نسبت می‌دهد، نه به نحوه‌ی دریافت صدا از فضا.

الگوی قطبی Cardioid: در این الگو صدا یا تمرکز بیشتر از جلو دریافت میشود و در اطراف و پشت میکروفون حساسیت دریافت صدا کمتر است.

الگوی قطبیکاردیوئید و هایپرکاردیوئید

حساسیت بالا؛ وقتی دقت تبدیل به دردسر می‌شود

کاندنسرها به دلیل حساسیت بالاتر، اطلاعات بیشتری از محیط ثبت می‌کنند.
این جمله اغلب به‌عنوان نقطه‌ضعف بیان می‌شود، اما در واقع یک ویژگی خنثی است. این دقت در محیط مناسب یک مزیت بزرگ است و در محیط نامناسب، یک چالش.

وقتی اتاق بازتاب دارد یا صدای مزاحم وجود دارد، کاندنسر آن را با وضوح بیشتری ثبت می‌کند. در چنین شرایطی، نتیجه‌ی ضبط ممکن است «بدتر» به نظر برسد، در حالی که در واقع فقط صادقانه‌تر است.

داینامیک با پنهان‌کردن بخشی از این جزئیات، صدایی می‌دهد که برای گوش بسیاری از کاربران خوشایندتر است؛ به‌خصوص در ضبط خانگی.

نقش گین و پری‌امپ (نکته‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود)

نکته‌ای که کمتر درباره‌اش صحبت می‌شود این است که داینامیک‌ها معمولاً به گین بالاتری نیاز دارند.
اگر پری‌امپ یا کارت صدا کیفیت مناسبی نداشته باشد، بالا بردن گین می‌تواند نویز الکترونیکی (Hiss) وارد سیگنال کند. در این حالت، کاربر تصور می‌کند «داینامیک هم نویز دارد»، در حالی که منبع نویز و مشکل از زنجیره ضبط است.

در مقابل، کاندنسر به دلیل خروجی قوی‌تر، ممکن است با گین کمتر و نویز سیستم کمتر کار کند. اینجاست که نتیجه‌ی عملی می‌تواند خلاف انتظار بازار باشد.

پری امپ
نمونه پری امپ(WA-MPX )
کارت صدا
یک نمونه از کارت صدا(scarlett-2i2)

پس آیا داینامیک واقعاً صدای محیط را بهتر کنترل می‌کند؟

پاسخ دقیق این است:
داینامیک به‌تنهایی کاری با صدای محیط نمی‌کند.
اما مجموعه‌ای از عوامل—حساسیت کمتر، استفاده‌ی رایج در فاصله‌ی نزدیک، و اغلب الگوی قطبی جهت‌دار—باعث می‌شود در بسیاری از شرایط واقعی، خروجی تمیزتری به دست بیاید.

این تمیزی یک اثر جانبی شرایط ضبط است، نه یک قابلیت ذاتی به نام نویزکنسلینگ.

نتیجه‌گیری تحلیلی

اگر اتاق شما کنترل‌شده نیست، اگر فاصله‌ی ضبط کم است و اگر تجربه‌ی زیادی در مدیریت آکوستیک ندارید، داینامیک می‌تواند انتخاب منطقی‌تری باشد، چون خطای کمتری را به شما نشان می‌دهد.
اما اگر انتظار دارید با تغییر نوع میکروفون، مشکل محیط حل شود، ناامید خواهید شد.

در مقاله سوم، این دانسته‌ها را کنار هم می‌گذاریم و به سؤال نهایی می‌رسیم که برای کاربرد و شرایط مشخص شما، کدام میکروفون انتخاب بهتری است؟

دیدگاهتان را بنویسید

درحال بارگذاری ...
مقایسه محصولات
لیست مقایسه محصولات شما خالی می باشد!